عطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 15شمارهٔ 15شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انمیگرددہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان گِردِ تو از میان جان میگرددتن در هوست نعره زنان میگردد2نقل کریںوان دل که ز زنجیر سر زلف تو جستزنجیر گسسته درجهان میگردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا کی طلبم ز هر کسی پیوستتیک ره تو طلب اگروفائی هستتعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 14اگلی نظمخود را ز تو بیگناه مینتوان داشتدل جز به غمت سیاه مینتوان داشتعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 16زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر لقمهٔ خوش که بر دهان میگرددمیجوشد و صافش همه جان میگرددرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 852دیرست که دور آسمان میگرددمیترسد و زان ترس بجان میگرددعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 34ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا کی طلبم ز هر کسی پیوستتیک ره تو طلب اگروفائی هستتعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 14
اگلی نظمخود را ز تو بیگناه مینتوان داشتدل جز به غمت سیاه مینتوان داشتعطار»مختارنامه»باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 16
دیرست که دور آسمان میگرددمیترسد و زان ترس بجان میگرددعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 34