رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 708غزل شمارهٔ 708شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: رامدصنف: غزلصداکاران: عندلیب، نازنین بازیانآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبرخیز که ساقی اندر آمدوآن جان هزار دلبر آمد22نقل کریںآمد می ناب وز پی نُقلبادام و نبات و شکر آمد33نقل کریںآن جان و جهان رسید و از ویصد جان جهان مصور آمد44نقل کریںمُشک آمد پیش طرهٔ اوکآن طره ز حسن بر سر آمد55نقل کریںزد حلقهٔ مشک فام و میگفت«بگشای که بنده عنبر آمد»66نقل کریںاز تابش لعل او چه گویم؟کز لعل و عقیق برتر آمد77نقل کریںزان سنبل ابروش حیاتمبا برگ و لطیف و اخضر آمد88نقل کریںدر ده می خام و بین که ما رادر مجلس خام دیگر آمد99نقل کریںآن رائت سرخ کز نهیبشاسپاه فرج مظفر آمد1010نقل کریںهر کار که بسته گشت و مشکلآن کار بِدو میسر آمد1111نقل کریںمی ده که سر سخن ندارمزیرا که سخن چو لنگر آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن یوسف خوش عذار آمدوان عیسی روزگار آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 707اگلی نظمجان از سفر دراز آمدبر خاک در تو بازآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 709◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور