صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 707

غزل شمارهٔ 707

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ارامد

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
آن یوسف خوش عذار آمد
وان عیسی روزگار آمد

That Joseph handsome of cheek has come, that Jesus of the age has come;

22
وان سنجق صد هزار نصرت
بر موکب نوبهار آمد

That banner of a hundred thousand victories has come fluttering over the cavalcade of spring.

33
ای کار تو مرده زنده کردن
برخیز که روز کار آمد

You whose business it is to bring the dead to life, arise, for the day of work has come.

44
شیری که به صید شیر گیرد
سرمست به مرغزار آمد

The lion which seizes lions a-hunting has come into the meadowland raging drunk.

55
دی رفت و پریر نقد بستان
کان نقد خوش عیار آمد

Yesterday and the day before have departed; seize the cash, for that coin of fair assay has come.

66
این شهر امروز چون بهشتست
می‌گوید شهریار آمد

This city today is like paradise; it is saying, “The Prince has come.”

77
می‌زن دهلی که روز عیدست
می‌کن طربی که یار آمد

Beat the drum, for it is the day of festival; be joyous, for the Friend has come.

88
ماهی از غیب سر برون کرد
کاین مه بر او غبار آمد

A moon has lifted its head out of the unseen, in comparison with which this moon has become as dust;

99
از خوبی آن قرار جان‌ها
عالم همه بی‌قرار آمد

Because of the beauty of those souls’ repose, the whole world has become restless.

1010
هین دامن عشق برگشایید
کز چرخ نهم نثار آمد

Take heed, spread open the skirt of love, for sprinkling has come from the ninth heaven.

1111
ای مرغ غریب پربریده
بر جای دو پر چهار آمد

O exile bird with cut pinions, in the place of two wings four have come.

1212
هان ای دل بسته سینه بگشا
کان گمشده در کنار آمد

Ho, heart bound in breast, open, for that lost one has come into your bosom.

1313
ای پای بیا و پای می‌کوب
کان سرده نامدار آمد

Foot, come and stamp foot, for that illustrious cupbearer has come.

1414
از پیر مگو که او جوان شد
وز پار مگو که پار آمد

Speak not of the old man, for he has become young, and speak not of yesteryear, for the Friend has come.

1515
گفتی با شه چه عذر گویم
خود شاه به اعتذار آمد

You said, “What excuse shall I utter to the king?” The king himself has come making excuses.

1616
گفتی که کجا رهم ز دستش
دستش همه دستیار آمد

You said, “Whither shall I escape out of his hand?” His hand has come bringing all succour.

1717
ناری دیدی و نور آمد
خونی دیدی عقار آمد

You saw a fire, and light has come; you saw blood, and red wine has come.

1818
آن کس که ز بخت خود گریزد
بگریخته شرمسار آمد

That one who was fleeing from his own fortune, having fled, has come back shamefaced.

1919
خامش کن و لطف‌هاش مشمر
لطفیست که بی‌شمار آمد

Be silent, and count not his graces; an innumerable grace it is that has come.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روزم به عیادت شب آمد

جانم به زیارت لب آمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 706

اگلی نظم

برخیز که ساقی اندر آمد

وآن جان هزار دلبر آمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 708

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00