رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2777غزل شمارهٔ 2777شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: وزیکنیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنیچاره او یابد که تُش بیچارگی روزی کنی2نقل کریںعشق جامه میدراند عقل بخیه میزندهر دو را زهره بدرّد چون تو دلدوزی کنی3نقل کریںخوش بسوزم همچو عود و نیست گردم همچو دودخوشتر از سوزش چه باشد چون تو دلسوزی کنی4نقل کریںگه لباس قهر درپوشی و راه دل زنیگه بگردانی لباس آیی قلاووزی کنی5نقل کریںخوش بچر ای گاو عنبربخش نفس مطمئندر چنین ساحل حلال است ار تو خوش پوزی کنی6نقل کریںطوطیی که طمع اسب و مرکب تازی کنیماهیی که میل شعر و جامه توزی کنی7نقل کریںشیر مستی و شکارت آهوان شیرمستبا پنیر گنده فانی کجا یوزی کنی8نقل کریںچند گویم قبله کامشب هر یکی را قبلهای استقبلهها گردد یکی گر تو شب افروزی کنی9نقل کریںگر ز لعل شمس تبریزی بیابی مایهایکمترین پایه فراز چرخ پیروزی کنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای رها کرده تو باغی از پی انجیرکیحور را از دست داده از پی کمپیرکیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2776اگلی نظمای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویدر میان لطف و رحمت همچو جان پنهان تویرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2778آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای رها کرده تو باغی از پی انجیرکیحور را از دست داده از پی کمپیرکیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2776
اگلی نظمای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویدر میان لطف و رحمت همچو جان پنهان تویرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2778