رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1886رباعی شمارهٔ 1886شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انبرخیزیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرقص آن نبود که هر زمان برخیزیبیدرد چو گرد از میان برخیزی2نقل کریںرقص آن باشد کز دو جهان برخیزیدل پاره کنی وز سر جان برخیزی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرفتم به طبیب گفتم ای بینائیافتادهٔ عشق را چه میفرماییرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1885اگلی نظمرو ای غم و اندیشه خطا میگوئیاز کان وفا چرا جفا میگوئیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1887ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرفتم به طبیب گفتم ای بینائیافتادهٔ عشق را چه میفرماییرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1885
اگلی نظمرو ای غم و اندیشه خطا میگوئیاز کان وفا چرا جفا میگوئیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1887