رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1887رباعی شمارهٔ 1887شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: امیگوییصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںرو ای غم و اندیشه خطا میگوئیاز کان وفا چرا جفا میگوئی22نقل کریںهر کودک را گر از جفا ترسانندمن پیر شدم در این مرا میگوئی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرقص آن نبود که هر زمان برخیزیبیدرد چو گرد از میان برخیزیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1886اگلی نظمروزی به خرابات گذر میکردیکژ کژ به کرشمهای نظر میکردیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1888◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرقص آن نبود که هر زمان برخیزیبیدرد چو گرد از میان برخیزیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1886
اگلی نظمروزی به خرابات گذر میکردیکژ کژ به کرشمهای نظر میکردیرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1888