صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »ترجیعات
  4. »چهل و دوم

چهل و دوم

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

صنف: ترجیع بند

بند 1
Toggle stanza 1
11

ماییم و بخت خندان، تا تو امیر مایی

ای شیوهات شیرین، تو جان شیوهایی

22

آن لب که بسته باشد، خندان کنیش در حین

چشمی که درد دارد، او را چو توتیایی

33

سوگند خورده باشد، تا من زیم، نخندم

سوگند او بسوزد، چون چهره برگشایی

44

هر مردهٔ که خواهی برگیر و امتحان کن

پاره کند کفن را، گیرد قدح ربایی

55

روزی که من بمیرم، بر گور من گذر کن

تا رستخیز مطلق، از خیز من نمایی

66

خود کی بمیرد آنکس که ساقیش توبودی؟!

سرسبز آن زمینی، که تش کنی سقایی

77

همراه باش ما را، گو باش صد بیابان

تا بردریم آن ره، ما را چو دست و پایی

88

گفتم به ماه و اختر: « تا کی روید بر سر؟! »

از دوری رهست این، یا خود ز خیره‌رایی؟! »

99

ای مه که تو همامی، گه زار و گه تمامی

در روز چون خفاشی، شب صاحب لوایی

1010

یک چیز را کمالی، یک چیز را وبالی

یک چیز را هلاکی، یک چیز را دوایی

1111

شاگرد ماه من شو، زیر لواش می‌رو

تا وارهی ز تلوین، در عصمت خدایی »

1212

گفتا: « اگر تو خواهی، کاشکال را بشویم

ترجیع کن، که تا من احوال را بگویم »

بند 2
Toggle stanza 2
1313

ای بازگشت جانها در وقت جان پریدن

وقت کفن بریدن، وقت قبا دریدن

1414

ای گفته: جان چه باشد؟! یا آن جهان چه باشد؟

ای جان، به لب رسیدی، آمد گه رسید

1515

ای دل که کف گشودی، از این آن ربودی

چیزی نماندت ای دل، الا که دل طپیدن

1616

گه سیم و زر کشیدی، که سیمبر کشیدی

داد آن کشش خمارت هنگام جان کشیدن

1717

ای رفته از تباهی، در خون مرغ و ماهی

آنچ چشید جانشان، باید ترا چشیدن

1818

ای شاد آنک از حق آموخت سحر مطلق

پیش از اجل چو شیران، پیش اجل دویدن

1919

دو گوش را ببستن، از عشوهٔ حریفان

آنک آخر او ببرد، پیشین ازو بریدن

2020

از خاک زادهٔ وز بستان خاک مستی

لب را بشو ز شیرش، در قوت دل چریدن

2121

تا شیرخواره باشی، دندان دل نروید

از قوت روح آید دندان دل دمیدن

2222

میل کباب جستن، طمع شراب خوردن

اندر مزید ناید، با شیرها مزیدن

2323

ای در هوس نشسته، وی هردو گوش بسته

پنبه ز گوش برکش، تا دانی این شنیدن

2424

پنبه اگر نکندی، پنبهٔ دگر میفزا

ترجیع دیگر آمد، یک دم به خویش بازآ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تو برو، که من ازینجا بنمی‌روم به جایی

کی رود ز پیش یاری، قمری، قمر لقایی؟!

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»چهل و یکم

اگلی نظم

زین دودناک خانه گشادند روزنی

شد دود و، اندر آمد خورشید روشنی

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»چهل و سوم

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور