رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2368غزل شمارهٔ 2368شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اختهہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای به میدانهای وحدت گوی شاهی باختهجمله را عریان بدیده کس تو را نشناخته2نقل کریںعقل کل کژچشم گشته از کمال غیرتتوز کژی پنداشته کو مر تو را انداخته3نقل کریںای چراغ و چشم عالم در جهان فرد آمدیتا در اسرار جهان تو صد جهان پرداخته4نقل کریںای که طاووس بهار از عشق رویت جلوه گربر درخت جسم جان نالان شده چون فاخته5نقل کریںاز برای ما تو آتش را چو گلشن داشتهوز برای ما تو دریا را چو کشتی ساخته6نقل کریںشمس تبریزی جهان را چون تو پر کردی ز حسنمن جهان روح را از غیر عشقت آخته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شدههر زمان گوید که چونی ای دل بیچون شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2367اگلی نظمچشم بگشا جانها بین از بدن بگریختهجان قفس را درشکسته دل ز تن بگریختهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2369زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداختهجان شیرین را ز تن در کار دل پرداختهسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 369آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شدههر زمان گوید که چونی ای دل بیچون شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2367
اگلی نظمچشم بگشا جانها بین از بدن بگریختهجان قفس را درشکسته دل ز تن بگریختهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2369
ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداختهجان شیرین را ز تن در کار دل پرداختهسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 369