رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2367غزل شمارهٔ 2367شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ونشدهصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شدههر زمان گوید که چونی ای دل بیچون شده2نقل کریںدم به دم او کف خود را از دلم پرخون کندتا ز دست دست او خون دلم جیحون شده3نقل کریںنام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیستعشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده4نقل کریںچونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهیفتنه خورشید گشته آفت گردون شده5نقل کریںذرهها اندر هوا و قطرهها در بحرهادر دماغ عاشقانش باده و افیون شده6نقل کریںواعظ عقل اندرآمد من نصیحت کردمشخیز مجلس سرد کردی ای چو افلاطون شده7نقل کریںپیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتشمردگان کهنه بینی عاشق و مجنون شده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای سراندازان همه در عشق تو پا کوفتهگوهر جان همچو موسی روی دریا کوفتهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2366اگلی نظمای به میدانهای وحدت گوی شاهی باختهجمله را عریان بدیده کس تو را نشناختهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2368آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای سراندازان همه در عشق تو پا کوفتهگوهر جان همچو موسی روی دریا کوفتهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2366
اگلی نظمای به میدانهای وحدت گوی شاهی باختهجمله را عریان بدیده کس تو را نشناختهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2368