رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2366غزل شمارهٔ 2366شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اکوفتهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای سراندازان همه در عشق تو پا کوفتهگوهر جان همچو موسی روی دریا کوفته22نقل کریںزیر این هفت آسیا هستی ما را خوش بکوبروشنایی کی فزاید سرمه ناکوفته33نقل کریںعاشقان با عاقلان اندرنیامیزد از آنکدرنیامیزد کسی ناکوفته با کوفته44نقل کریںعاقلان از مور مرده درکشند از احتیاطعاشقان از لاابالی اژدها را کوفته55نقل کریںمردم چشم از خیالت چون شود پی کوب عشقفرقها پیدا شود از کوفته تا کوفته66نقل کریںاز شکار تو به بیشه جان شیران خون شدهدر هوای قاف قربت پر عنقا کوفته77نقل کریںعشق چون خورشید دامن گستریده بر زمینعاشقان چون اخترانش راه بالا کوفته88نقل کریںلا چو لالایان زده بر عاشقانش دست ردغیرت الا شده بر مغز لالا کوفته99نقل کریںحاجیان راه جان خسته نگردند از نشاطاشترانشان زیر بار از راه اعضا کوفته1010نقل کریںساربان این غزل گو تا ز بعد خستگیاشتران را مست بینی راه بطحا کوفته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفتهوز صواب هر خطایت صد ختن پا کوفتهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2365اگلی نظمتا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شدههر زمان گوید که چونی ای دل بیچون شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2367◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفتهوز صواب هر خطایت صد ختن پا کوفتهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2365
اگلی نظمتا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شدههر زمان گوید که چونی ای دل بیچون شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2367