رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 619غزل شمارهٔ 619شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: دصنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن صبح سعادتها چون نورفشان آیدآن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید2نقل کریںخور نور درخشاند پس نور برافشاندتن گرد چو بنشاند جانان بر جان آید3نقل کریںمسکین دل آواره آن گمشده یک بارهچون بشنود این چاره خوش رقص کنان آید4نقل کریںجان به قدم رفته در کتم عدم رفتهبا قد به خم رفته در حین به میان آید5نقل کریںدل مریم آبستن یک شیوه کند با منعیسی دوروزه تن درگفت زبان آید6نقل کریںدل نور جهان باشد جان در لمعان باشداین رقص کنان باشد آن دست زنان آید7نقل کریںشمس الحق تبریزی هر جا که کنی مقدمآن جا و مکان در دم بیجا و مکان باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 618اگلی نظماز سرو مرا بوی بالای تو میآیدوز ماه مرا رنگ و سیمای تو میآیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 620آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 618
اگلی نظماز سرو مرا بوی بالای تو میآیدوز ماه مرا رنگ و سیمای تو میآیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 620