رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 618غزل شمارهٔ 618شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ازایدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟22نقل کریںچون افتد شیر نر از حمله حیز و غروز زخمهٔ کون خر کی بانگ نماز آید؟33نقل کریںپای تو شده کوچک از تنگی پاپوچکپا برکش ای کوچک! تا پهن و دراز آید44نقل کریںبگشای به امیدی تو دیدهٔ جاویدیتا تابش خورشیدش از عرش فراز آید55نقل کریںچنگا تو سری بر کن در حلقهٔ سر اندر کنتو خویش تهیتر کن تا چنگ به ساز آید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچشم از پی آن باید تا چیز عجب بیندجان از پی آن باید تا عیش و طرب بیندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 617اگلی نظمآن صبح سعادتها چون نورفشان آیدآن گاه خروس جان در بانگ و فغان آیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 619◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچشم از پی آن باید تا چیز عجب بیندجان از پی آن باید تا عیش و طرب بیندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 617
اگلی نظمآن صبح سعادتها چون نورفشان آیدآن گاه خروس جان در بانگ و فغان آیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 619