رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1427غزل شمارهٔ 1427شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: منمیدارمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمن از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارمنه از آبم نه از خاکم سر عالم نمیدارم22نقل کریںاگر بالاست پراختر وگر دریاست پرگوهروگر صحراست پرعبهر سر آن هم نمیدارم33نقل کریںمرا گویی ظریفی کن دمی با ما حریفی کنمرا گفتهست لاتسکن تو را همدم نمیدارم44نقل کریںمرا چون دایه فضلش به شیر لطف پروردهستچو من مخمور آن شیرم سر زمزم نمیدارم55نقل کریںدر آن شربت که جان سازد دل مشتاق جان بازدخرد خواهد که دریازد منش محرم نمیدارم66نقل کریںز شادیها چو بیزارم سر غم از کجا دارمبه غیر یار دلدارم خوش و خرم نمیدارم77نقل کریںپی آن خمر چون عندم شکم بر روزه می بندمکه من آن سرو آزادم که برگ غم نمیدارم88نقل کریںدرافتادم در آب جو شدم شسته ز رنگ و بوز عشق ذوق زخم او سر مرهم نمیدارم99نقل کریںتو روز و شب دو مرکب دان یکی اشهب یکی ادهمبر اشهب بر نمیشینم سر ادهم نمیدارم1010نقل کریںجز این منهاج روز و شب بود عشاق را مذهبکه بر مسلک به زیر این کهن طارم نمیدارم1111نقل کریںبه باغ عشق مرغانند سوی بیسویی پرانمن ایشان را سلیمانم ولی خاتم نمیدارم1212نقل کریںمنم عیسی خوش خنده که شد عالم به من زندهولی نسبت ز حق دارم من از مریم نمیدارم1313نقل کریںز عشق این حرف بشنیدم خموشی راه خود دیدمبگو عشقا که من با دوست لا و لم نمیدارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارمرخ زرین من منگر که پای آهنین دارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1426اگلی نظمهمه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازمکبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1428◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبشستم تخته هستی سر عالم نمیدارمدریدم پرده بیچون سر آن هم نمیدارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1443◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارمرخ زرین من منگر که پای آهنین دارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1426
اگلی نظمهمه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازمکبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1428
بشستم تخته هستی سر عالم نمیدارمدریدم پرده بیچون سر آن هم نمیدارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1443