رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1443غزل شمارهٔ 1443شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: منمیدارمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبشستم تخته هستی سر عالم نمیدارمدریدم پرده بیچون سر آن هم نمیدارم2نقل کریںمرا چون دایه قدسی به شیر لطف پروردهستملامت کی رسد در من که برگ غم نمیدارم3نقل کریںچنان در نیستی غرقم که معشوقم همیگویدبیا با من دمی بنشین سر آن هم نمیدارم4نقل کریںدمی کاندر وجود آورد آدم را به یک لحظهاز آن دم نیز بیزارم سر آن هم نمیدارم5نقل کریںچه گویی بوالفضولی را که یک دم آن خود نبودهزاران بار می گوید سر آن هم نمیدارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارمزهی در راه عشق تو دل بریان که من دارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1442اگلی نظمای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابمتا غرقه شدهست از تو در خون جگر خوابمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1444زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمن از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارمنه از آبم نه از خاکم سر عالم نمیدارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1427آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارمزهی در راه عشق تو دل بریان که من دارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1442
اگلی نظمای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابمتا غرقه شدهست از تو در خون جگر خوابمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1444
من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارمنه از آبم نه از خاکم سر عالم نمیدارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1427