صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2170

غزل شمارهٔ 2170

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: التو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
11
هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو
در آینه درتابی چون یافت صقال تو

All my six directions, Beloved, are graven with your beauty, you shine in the mirror, since it has been polished by you.

22
آیینه تو را بیند اندازه عرض خود
در آینه کی گنجد اشکال کمال تو

The mirror sees you according to the measure of its breadth; how shall the shapes of your perfection be contained in the mirror?

33
خورشید ز خورشیدت پرسید کی‌ات بینم؟
گفتا که شوم طالع در وقتِ زوال تو

The sun asked your sun, “When shall I see you?” It replied, “I shall rise in the time of your setting.”

44
رهوار نتانی شد این سوی که چون ناقه
بسته‌ست تو را زانو ای عقل عقال تو

You cannot travel freely in this direction, for like a camel your ropes, O reason, have bound your knees.

55
عقلی که نمی‌گنجد در هفت فلک فرش
ای عشق چرا رفت او در دام و جوال تو

How is it that reason, whose splendor is not contained in the seven heavens, entered your snare and bag, O love?

66
این عقل یکی دانه از خرمن عشق آمد
شد بسته‌ی آن دانه جمله پر و بال تو

This reason became one grain of the harvest of love, and all your feathers and wings became trapped by that grain.

77
در بحر حیات حق خوردی تو یکی غوطه
جان ابدی دیدی، جان گشت وبال تو

You plunged once into the sea of the life of God, you saw eternal spirit [life], that spirit became your bane.

88
ملکش به چه کار آید با ملکت عشق تو
جاهش به چه کار آید با جاه و جلال تو

Of what use is this [reason’s] kingship beside the sovereignty of your love? Of what use his pomp beside your pomp and majesty?

99
صد حلقه زرین بین در گوش جهان اکنون
از لطف جواب تو وز ذوق سؤال تو

See in the world’s ears now a hundred golden rings because of the grace of your answering, out of joy of your questioning.

1010
خامان که زر پخته از دست تو نامدشان
شادند به جای زر با سنگ و سفال تو

Raw ones who never received refined gold from your hand are happy with your stones and shards instead of gold.

1111
صد چرخ طواف آرد بر گرد زمین تو
صد بدر سجود آرد در پیش هلال تو

A hundred skies revolve around your earth, a hundred full moons prostrate before your crescent moon.

1212
با تو سگ نفس ما روباهی و مکر آرد
که شیر سجود آرد در پیش شغال تو

With you our carnal soul’s dog plays foxy tricks, for the lion prostrates before your jackal.

1313
بی‌پای چو روز و شب اندر سفریم ای جان
چون می‌رسد از گردون هر لحظه تعال تو

Like day and night, footless we are journeying, O soul, since every moment from heaven arrives your “Come up!”

1414
تاریکی ما چه بود در حضرت نور تو؟
فعل بد ما چه بود با حسن فعال تو؟

What shall be our darkness in the presence of your light? What our evil deeds with your beneficence?

1515
روزیم چو سایه ما بر گرد درخت تو
شب تا به سحر نالان ایمن ز ملال تو

By day we revolve about your tree like a shadow, by night till dawn we lament, secure from your wearying.

1616
از شوق عتاب تو آن آدم بگزیده
از صدر جنان آمد در صف نعال تو

Yearning for your reproach, Adam came from the high seat of Paradise down to your vestibule.

1717
دریای دل از مدحت می‌غرد و می‌جوشد
لیکن لب خود بستم از شوق مقال تو

The heart’s sea thunders and boils with your praise, but I have closed my lips, yearning for your discourse.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی تو

بمال این چشم‌ها را گر به پندار یقینی تو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2169

اگلی نظم

گشته‌ست طپان جانم ای جان و جهان برگو

هین سلسله درجنبان ای ساقی جان برگو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2171

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو

تا چند هنوز آخر دوری ز وصال تو

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1649

ای جلوه‌گر عالم، طاوس جمال تو

سرسبزی و شب رنگی وصف خط و خال تو

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 684

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00