رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2171غزل شمارهٔ 2171شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: انبرگوصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فتانه صانعیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگشتهست طپان جانم ای جان و جهان برگوهین سلسله درجنبان ای ساقی جان برگو22نقل کریںسلطان خوشان آمد و آن شاه نشان آمدتا چند کشی گوشم ای گوش کشان برگو33نقل کریںسری است سمندر را ز آتش بنمی سوزدجانی است قلندر را نادرتر از آن برگو44نقل کریںبنگر حشر مستان از دست بنه دستانبا رطل گران پیش آ با ضرب گران برگو55نقل کریںزان غمزه چون تیرش و ابروی کمان گیرشاسرار سلحشوری با تیر و کمان برگو66نقل کریںبرگو هله جان برگو پیش همگان برگوو آن نکته که میدانی با او پنهان برگو77نقل کریںاز جام رحیق او مست است عشیق اوپیغام عقیق او ای گوهر کان برگو88نقل کریںمن بیزبر و زیرم در پنجه آن شیرمز احوال جهان سیرم ز احوال فلان برگو99نقل کریںزیر است نوای غم و اندرخور شادی بمیک لحظه چنین برگو یک لحظه چنان برگو1010نقل کریںخورشید معینت شد اقبال قرینت شدمقصود یقینت شد بیشک و گمان برگو1111نقل کریںچون بگذری ای عارف زین آب و گل ناشفزان سو مثل هاتف بینام و نشان برگو1212نقل کریںدر عالم جان جا کن در غیب تماشا کنرویی به روانها کن زین گرم روان برگو1313نقل کریںمن بیخود و سرمستم اینک سر خم بستمای شاه زبردستم بیکام و دهان برگو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر شش جهتم ای جان منقوش جمال تودر آینه درتابی چون یافت صقال تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2170اگلی نظمهم آگه و هم ناگه مهمان من آمد اودل گفت که کی آمد جان گفت مه مه رورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2172◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفتانه صانعیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر شش جهتم ای جان منقوش جمال تودر آینه درتابی چون یافت صقال تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2170
اگلی نظمهم آگه و هم ناگه مهمان من آمد اودل گفت که کی آمد جان گفت مه مه رورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2172