رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 507غزل شمارهٔ 507شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: ایتونیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکیست که او بنده رای تو نیستکیست که او مست لقای تو نیست22نقل کریںغصه کشی کو که ز خوف تو نیستیا طربی کان ز رجای تو نیست33نقل کریںبخل کفی کو که ز قبض تو نیستیا کرمی کان ز عطای تو نیست44نقل کریںلعل لبی کو که ز کان تو نیستمحتشمی کو که گدای تو نیست55نقل کریںمتصل اوصاف تو با جانهایک رگ بیبند و گشای تو نیست66نقل کریںهر دو جهان چون دو کف و تو چو جانکف چه دهد کان ز سخای تو نیست77نقل کریںچشم کی دیدست در این باغ کونرقص گلی کان ز هوای تو نیست88نقل کریںغافل ناله کند از جور خلقخلق به جز شبه عصای تو نیست99نقل کریںجنبش این جمله عصاها ز توستهر یک جز درد و دوای تو نیست1010نقل کریںزخم معلم زند آن چوب کیستکیست که او بند قضای تو نیست1111نقل کریںهمچو سگان چوب تو را میگزنددر سرشان فهم جزای تو نیست1212نقل کریںدفع بلای تن و آزار خلقجز به مناجات و ثنای تو نیست1313نقل کریںبشکنی این چوب نه چوبش کمستدفع دو سه چوب رهای تو نیست1414نقل کریںصاحب حوت از غم امت گریختجان به کجا برد که جای تو نیست1515نقل کریںبس کن وز محنت یونس بترسبا قدر استیزه به پای تو نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکار من اینست که کاریم نیستعاشقم از عشق تو عاریم نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 506اگلی نظمشیر خدا بند گسستن گرفتساقی جان شیشه شکستن گرفترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 508◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور