رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 506غزل شمارهٔ 506شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: اریمنیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکار من اینست که کاریم نیستعاشقم از عشق تو عاریم نیست2نقل کریںتا که مرا شیر غمت صید کردجز که همین شیر شکاریم نیست3نقل کریںدر تکِ این بحر چه خوش گوهری!که مثَلِ موج قراریم نیست4نقل کریںبر لبِ بحرِ تو مقیمم، مقیممست لبم گرچه کناریم نیست5نقل کریںوقف کنم اشکم خود بر میتکز می تو هیچ خماریم نیست6نقل کریںمیرسدم باده تو ز آسمانمنت هر شیره فشاریم نیست7نقل کریںبادهات از کوه سکونت بَرَدعیب مکن زان که وقاریم نیست8نقل کریںملک جهان گیرم چون آفتابگرچه سپاهی و سواریم نیست9نقل کریںمیکشم از مصر شکر سوی رومگرچه شتربان و قطاریم نیست10نقل کریںگرچه ندارم به جهان سروریدردسر بیهده باریم نیست11نقل کریںبر سر کوی تو مرا خانه گیرکز سر کوی تو گذاریم نیست12نقل کریںهمچو شکر با گلت آمیختمنیست عجب گر سر خاریم نیست13نقل کریںقطب جهانی همه را رو به توستجز که به گرد تو دواریم نیست14نقل کریںخویش من آنست که از عشق زادخوشتر از این خویش و تباریم نیست15نقل کریںچیست فزون از دو جهان؟ -شهرِ عشقبهتر از این شهر و دیاریم نیست16نقل کریںگر ننگارم سخنی بعد از ایننیست از آن رو که نگاریم نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیشتر آ روی تو جز نور نیستکیست که از عشق تو مخمور نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 505اگلی نظمکیست که او بنده رای تو نیستکیست که او مست لقای تو نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 507آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهینازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور