رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 508غزل شمارهٔ 508شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: ستنگرفتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشیر خدا بند گسستن گرفتساقی جان شیشه شکستن گرفت2نقل کریںدزد دلم گشت گرفتار یاردزد مرا دست ببستن گرفت3نقل کریںدوش چه شب بود که در نیم شببرق ز رخسار تو جستن گرفت4نقل کریںعشق تو آورد شراب و کبابعقل به یک گوشه نشستن گرفت5نقل کریںساغر می قهقهه آغاز کردخابیه خونابه گرستن گرفت6نقل کریںدر دل خم باده چو انداخت تیربال و پر غصه گسستن گرفت7نقل کریںپیر خرد دید که سرده تویدست ز مستان تو شستن گرفت8نقل کریںطفل دلم را به کرم شیر دهچون سر پستان تو جستن گرفت9نقل کریںجان من از شیر تو شد شیرگیروز سگی نفس برستن گرفت10نقل کریںساقی باقی چو به جان باده دادعمر ابد یافت و بزستن گرفت11نقل کریںبیش مگو راز که دلبر به خشمجانب من کژ نگرستن گرفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکیست که او بنده رای تو نیستکیست که او مست لقای تو نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 507اگلی نظممرغ دلم باز پریدن گرفتطوطی جان قند چریدن گرفترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 509آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور