رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 939غزل شمارهٔ 939شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: امبودصنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبه پیش تو چه زند جان و جان کدام بودکه جان توی و دگر جمله نقش و نام بود22نقل کریںاگر چه ماه به ده دست روی خود شویدچه زهره دارد کان چهره را غلام بود33نقل کریںاگر چه عاشقی و عشق بهترین کار استبدانک بیرخ معشوق ما حرام بود44نقل کریںبه جان عشق که تا هر دو جان نیامیزدجداییست و ملاقات بینظام بود55نقل کریںشراب لطف خداوند را کرانی نیستوگر کرانه نماید قصور جام بود66نقل کریںبه قدر روزنه افتد به خانه نور قمراگر به مشرق و مغرب ضیاش عام بود77نقل کریںتو جام هستی خود را برو قوامی دهکه آن شراب قدیمست و باقوام بود88نقل کریںهزار جان طلبید و یکی ببردم پیشبگفت باقی گفتم بهل که وام بود99نقل کریںرفیق گشته دو چشمش میان خوف و رجابرای پختن هر عاشقی که خام بود1010نقل کریںهزار خانه به تاراج برد و خوش قنقیستسلامتی همه تاراج آن سلام بود1111نقل کریںدرون خانه بود نقشها نه آن نقاشبه سوی بام نگر کان قمر به بام بود1212نقل کریںرسید مژده به شامست شمس تبریزیچه صبحها که نماید اگر به شام بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسخن به نزد سخندان بزرگوار بودز آسمان سخن آمد سخن نه خوار بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 938اگلی نظمربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرودبسی بکردم لاحول و توبه دل نشنودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 940◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسخن به نزد سخندان بزرگوار بودز آسمان سخن آمد سخن نه خوار بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 938
اگلی نظمربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرودبسی بکردم لاحول و توبه دل نشنودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 940