زمین
جانا هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم
صانع خدایی کاین وجود آورد بیرون از عدم
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 352
الحمدلله الذی خلق الوجود من العدم
فبدت علی صفحاته انوارُ اسرار القدم
سعدیمجالس پنجگانهشمارهٔ 1 - مجلس اول
در راه عشق ای عاشقان خواهی شفا خواهی الم
کاندر طریق عاشقی یک رنگ بینی بیش و کم
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 253
روحی فداک ای محتشم لبیک لبیک ای صنم
ای رای تو شمسالضحی وی روی تو بدرالظلم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 108
ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم
کز بهر این آوردهای ما را ز صحرای عدم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1382
عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم
از من نخواهد کس گوا که شاهدم، نی ضامنم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1384
ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم
این مرگ خود پیدا کند پاکی تو را کم خور تو غم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1389