صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3155

غزل شمارهٔ 3155

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اربایستی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

در غم یار یار بایستی

یا غمم را کنار بایستی

2

به یکی غم چو جان نخواهم داد

یک چه باشد هزار بایستی

3

دشمن شادکام بسیارند

دوستی غمگسار بایستی

4

در فراقند زین سفر یاران

این سفر را قرار بایستی

5

تا بدانستیی ز دشمن و دوست

زندگانی دوبار بایستی

6

شیر بیشه میان زنجیرست

شیر در مرغزار بایستی

7

ماهیان می‌طپند اندر ریگ

چشمه یا جویبار بایستی

8

بلبل مست سخت مخمورست

گلشن و سبزه زار بایستی

9

دیده را عبرت نیست زین پرده

دیده اعتبار بایستی

10

همه گل خواره‌اند این طفلان

مشفقی دایه وار بایستی

11

ره بر آب حیات می‌نبرند

خضری آبخوار بایستی

12

دل پشیمان شده‌ست زانچ گذشت

دل امسال پار بایستی

13

اندر این شهر قحط خورشیدست

سایه شهریار بایستی

14

شهر سرگین پرست پر گشته‌ست

مشک نافه تتار بایستی

15

مشک از پشک کس نمی‌داند

مشک را انتشار بایستی

16

دولت کودکانه می‌جویند

دولتی بی‌عثار بایستی

17

چون بمیری بمیرد این هنرت

زین هنرهات عار بایستی

18

طالب کار و بار بسیارند

طالب کردگار بایستی

19

مرگ تا در پی‌است روز شبست

شب ما را نهار بایستی

20

دم معدود اندکی ماندست

نفسی بی‌شمار بایستی

21

نفس ایزدی ز سوی یمن

بر خلایق نثار بایستی

22

ملک‌ها ماند و مالکان مردند

ملکت پایدار بایستی

23

عقل بسته شد و هوا مختار

عقل را اختیار بایستی

24

هوش‌ها چون مگس در آن دوغست

هوش‌ها هوشیار بایستی

25

زین چنین دوغ زشت گندیده

پوز دل را حذار بایستی

26

معده پردوغ و گوش پر ز دروغ

همت الفرار بایستی

27

گوش‌ها بسته است لب بربند

از خرد گوشوار بایستی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز اول بامداد سرمستی

ور نه دستار کژ چرا بستی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3154

اگلی نظم

در غم یار، یار بایستی

یا غمم را کنار بایستی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3156

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یا غمم را شمار بایستی

یا جهان غمگسار بایستی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6978

بحر ما را کنار بایستی

وین سفر را قرار بایستی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3144

در غم یار، یار بایستی

یا غمم را کنار بایستی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3156

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور