زمین
ای به تپیدن از تو دل، هوش که می بری مبر
وی به خرابی از تو جان، باده که می خوری مخور
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1083
سعی نفس کفیل توست زحمت جستجو مبر
ربشه دواندنش بسست پای رسیدن ثمر
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1658
ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
پسته لعل برگشا تا نشود گران شکر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1020
گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
ای دل و جان هر طرف چشم و چراغ هر سحر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1021