رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1280غزل شمارهٔ 1280شاعر: رومیوزن: مفتعلن فع مفتعلن فعقافیہ: یدشصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجان منست او هی مزنیدشآن منست او هی مبریدش22نقل کریںآب منست او، نان منست اومثل ندارد باغ امیدش33نقل کریںباغ و جنانش، آب روانشسرخی سیبش، سبزی بیدش44نقل کریںمتصلست او، معتدلست اوشمع دلست او، پیش کشیدش55نقل کریںهر که ز غوغا، وز سر سوداسر کشد این جا، سر ببریدش66نقل کریںهر که ز صهبا، آرد صفراکاسهٔ سکبا، پیش نهیدش77نقل کریںعام بیاید، خاص کنیدشخام بیاید، هم بپزیدش88نقل کریںنک شه هادی، زان سوی وادیجانب شادی، داد نویدش99نقل کریںداد زکاتی، آب حیاتیشاخ نباتی تا به مزیدش1010نقل کریںباده چو خورد او، خامش کرد اوزحمت برد او تا طلبیدش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباز درآمد طبیب از در ایوب خویشیوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1279اگلی نظمز هدهدان تفکر چو دررسید نشانشمراست ملک سلیمان چو نقد گشت عیانشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1281◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیاسماعیل فرازی کانال سکوتآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمباز درآمد طبیب از در ایوب خویشیوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1279
اگلی نظمز هدهدان تفکر چو دررسید نشانشمراست ملک سلیمان چو نقد گشت عیانشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1281