رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1279غزل شمارهٔ 1279شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: وبخویشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںباز درآمد طبیب از در ایوب خویشیوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویش2نقل کریںبهر سفر سوی یار خانه برانداخت دلدید که خود بود دل خانه محبوب خویش3نقل کریںدل چو فنا شد در او ماند وی او کشف شدآنچ بگفت او منم طالب و مطلوب خویش4نقل کریںشکر که عیسی رسید عازر ما زنده شدشکر که موسی نمود معجزه خوب خویش5نقل کریںشکر که موسی برست از همه فرعونیانشکر که عاشق رسید در کنف خوب خویش6نقل کریںشکر که خورشید عشق از سوی مشرق بتافتدر دل و جانها فکند آتش و آشوب خویش7نقل کریںشکر که ساقی غیب شست به می جمله عیبشکر که طالب رهید از غم دلکوب خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوشتوبه کنان توبه را سیل ببردست دوشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1278اگلی نظمجان منست او هی مزنیدشآن منست او هی مبریدشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1280آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوشتوبه کنان توبه را سیل ببردست دوشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1278