رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1281غزل شمارهٔ 1281شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: انشصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز هدهدان تفکر چو دررسید نشانشمراست ملک سلیمان چو نقد گشت عیانش22نقل کریںپری و دیو نداند ز تختگاه بلندشکه تخت او نظرست و بصیرتست جهانش33نقل کریںزبان جمله مرغان بداند او به بصیرتکه هیچ مرغ نداند به وهم خویش زبانش44نقل کریںنشان سکه او بین به هر درست که نقدستولیک نقد نیابی که بو بری سوی کانش55نقل کریںمگر که حلقه رندان بینشان تو ببینیکه عشق پیش درآید درآورد به میانش66نقل کریںز تیر او بود آن دل که برپرید از آن سووگر نه کیست ز مردان که او کشید کمانش77نقل کریںکسی که خورد شرابش ز دست ساقی عشقشهمان شراب مقدم تو پر کن و برسانش88نقل کریںاز آنک هیچ شرابی خمار او ننشانددغل میار تو ساقی مده از این و از آنش99نقل کریںز شمس مفخر تبریز باده گشت وظیفهچگونه بنده نباشد به هر دمی دل و جانش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجان منست او هی مزنیدشآن منست او هی مبریدشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1280اگلی نظمتمام اوست که فانی شدست آثارشبه دوستگانی اول تمام شد کارشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1282◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتمام اوست که فانی شدست آثارشبه دوستگانی اول تمام شد کارشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1282