رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1689غزل شمارهٔ 1689شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ودمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصد بار مردم ای جان وین را بیازمودمچون بوی تو بیامد دیدم که زنده بودم2نقل کریںصد بار جان بدادم وز پای درفتادمبار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم3نقل کریںتا روی تو بدیدم از خویش نابدیدمای ساخته چو عیدم وی سوخته چو عودم4نقل کریںدامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرمآن باز بازگونه چون مرغ درربودم5نقل کریںای شعلههای گردان در سینههای مردانگردان به گرد ماهت چون گنبد کبودم6نقل کریںآن ساعت خجسته تو عهدها ببستهمن توبهها شکسته بودم چنانک بودم7نقل کریںعقلم ببرد از ره کز من رسی تو در شهچون سوی عقل رفتم عقلم نداشت سودم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرفتم ز دست خود من در بیخودی فتادمدر بیخودی مطلق با خود چه نیک شادمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1688اگلی نظماندر دو کون جانا بیتو طرب ندیدمدیدم بسی عجایب چون تو عجب ندیدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1690آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرفتم ز دست خود من در بیخودی فتادمدر بیخودی مطلق با خود چه نیک شادمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1688
اگلی نظماندر دو کون جانا بیتو طرب ندیدمدیدم بسی عجایب چون تو عجب ندیدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1690