رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1882غزل شمارهٔ 1882شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: نہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تنز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهن2نقل کریںاز آب حیات تو دور است به ذات توکز کبر برآید او بالا مثل روغن3نقل کریںپای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسداز لذت آن بوسه ای روت مه روشن4نقل کریںگفتم به دلم چونی گفتا که در افزونیزیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن5نقل کریںدر سینه خیال او وان گاه غم و غصهدر آب حیات او وانگه خطر مردن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز چشمه جان ره شد در خانه هر مسکینماننده کاریزی بیتیشه و بیمیتینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1881اگلی نظمبی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتنبی او نتوان شستن بیاو نتوان خفتنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1883زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتنبی او نتوان شستن بیاو نتوان خفتنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1883آن ساعد سیمین را در گردن ما افکنبر سینه ما بنشین ای جان منت مسکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز چشمه جان ره شد در خانه هر مسکینماننده کاریزی بیتیشه و بیمیتینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1881
اگلی نظمبی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتنبی او نتوان شستن بیاو نتوان خفتنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1883
بی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتنبی او نتوان شستن بیاو نتوان خفتنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1883
آن ساعد سیمین را در گردن ما افکنبر سینه ما بنشین ای جان منت مسکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884