رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1883غزل شمارهٔ 1883شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: نہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتنبی او نتوان شستن بیاو نتوان خفتن2نقل کریںای حلقه زن این در در باز نتان کردنزیرا که تو هشیاری هر لحظه کشی گردن3نقل کریںگردن ز طمع خیزد زر خواهد و خون ریزداو عاشق گل خوردن همچون زن آبستن4نقل کریںکو عاشق شیرین خد زر بدهد و جان بدهدچون مرغ دل او پرد زین گنبد بیروزن5نقل کریںاین باید و آن باید از شرک خفی زایدآزاد بود بنده زین وسوسه چون سوسن6نقل کریںآن باید کو آرد او جمله گهر باردیا رب که چهها دارد آن ساقی شیرین فن7نقل کریںدو خواجه به یک خانه شد خانه چو ویرانهاو خواجه و من بنده پستی بود و روغن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تنز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1882اگلی نظمآن ساعد سیمین را در گردن ما افکنبر سینه ما بنشین ای جان منت مسکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تنز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1882آن ساعد سیمین را در گردن ما افکنبر سینه ما بنشین ای جان منت مسکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تنز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1882
اگلی نظمآن ساعد سیمین را در گردن ما افکنبر سینه ما بنشین ای جان منت مسکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884
آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تنز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1882
آن ساعد سیمین را در گردن ما افکنبر سینه ما بنشین ای جان منت مسکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884