رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 838رباعی شمارهٔ 838شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مامدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهان ای دل خسته وقت مرهم آمدخوش خوش نفسی بزن که آن دم آمد2نقل کریںیاریکه از او کار شود یاران رادر صورت آدمی به عالم آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمو هو معکم از او خبر میآیددر سینه از این خبر شرر میآیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 837اگلی نظمهر جا به جهان تخم وفا برکارندآن تخم ز خرمنگه ما میآ رندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 839ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمو هو معکم از او خبر میآیددر سینه از این خبر شرر میآیدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 837
اگلی نظمهر جا به جهان تخم وفا برکارندآن تخم ز خرمنگه ما میآ رندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 839