رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2565غزل شمارهٔ 2565شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ررفتیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتیما تلخ شدیم و تو در کان شکر رفتی22نقل کریںنوری که بدو پرد جان از قفس قالبدر تو نظری کرد او در نور نظر رفتی33نقل کریںرفتی تو از این پستی در شادی و در مستیآن سوی زبردستی گر زیر و زبر رفتی44نقل کریںمانند خیالی تو هر دم به یکی صورتزین شکل برون جستی در شکل دگر رفتی55نقل کریںامروز چو جانستی در صدر جنانستیاز دور قمر رستی بالای قمر رفتی66نقل کریںاکنون ز تن گریان جانا شدهای عریانچون ترک کله کردی وز بند کمر رفتی77نقل کریںاز نان شدهای فارغ وز منت خبازانوز آب شدی فارغ کز تف جگر رفتی88نقل کریںنانی دهدت جانان بیمعده و بیدندانآبی دهدت صافی زان بحر که دررفتی99نقل کریںاز جان شریف خود وز حال لطیف خودبفرست خبر زیرا در عین خبر رفتی1010نقل کریںور ز آنک خبر ندهی دانم که کجاهاییدر دامن دریایی چون در و گهر رفتی1111نقل کریںهان ای سخن روشن درتاب در این روزنکز گوش گذر کردی در عقل و بصر رفتی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستیای دولت و اقبالم آخر نه توام هستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2564اگلی نظمآورد طبیب جان یک طبله ره آوردیگر پیر خرف باشی تو خوب و جوان گردیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2566◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستیای دولت و اقبالم آخر نه توام هستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2564
اگلی نظمآورد طبیب جان یک طبله ره آوردیگر پیر خرف باشی تو خوب و جوان گردیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2566