زمین
من پای همیکوبم ای جان و جهان دستی
ای جان و جهان برجه از بهر دل مستی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2563
آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی
من نیست شدم باری در هست یکی هستی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2583
ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
ای دوست حریفان بین یک جان شده از مستی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2584