صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2984

غزل شمارهٔ 2984

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انینهادهای

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
1

ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌ای

بر روی دام شعر دخانی نهاده‌ای

Bird-catcher, you have set a hidden snare; over the snare you have laid smoke-colored fabric.

2

چندین هزار مرغ بدین فن بکشته‌ای

پرهای کشته بهر نشانی نهاده‌ای

Too many thousands of birds you have slain by this trick and laid all the feathers plucked as a sign.

3

مرغان پاسبان تو هیهای می‌زنند

درهای هویشان چه معانی نهاده‌ای

The birds that are your watchmen make a great cry; what meanings you have planted in their cries!

4

مرغان تشنه را به خرابات قرب خویش

خم‌ها و باده‌های معانی نهاده‌ای

For the thirsty birds you have placed in the taverns of your proximity vats of Magian wines.

5

آن خنب را که ساقی و مستیش بود نبرد

از بهر شب روی که تو دانی نهاده‌ای

That vat, the scent of which neither saki nor drunkard catches, you have laid down for the sake of the nightfarer that you know.

6

در صبر و توبه عصمت اسپر سرشته‌ای

و اندر جفا و خشم سنانی نهاده‌ای

In patience and penitence you have compounded the immunity of the shield; in cruelty and wrath you have set a lance.

7

بی زحمت سنان و سپر بهر مخلصان

ملکی درون سبع مثانی نهاده‌ای

Without the danger of lance and shield, you have implanted for the pious believers a kingdom in the seven oft-repeated verses.

8

زیر سواد چشم روان کرده موج نور

و اندر جهان پیر جوانی نهاده‌ای

Under the black of the eye you have made the wave of light flow, and in that aged world you have set youthfulness.

9

در سینه کز مخیله تصویر می‌رود

بی کلک و بی‌بنان تو بنانی نهاده‌ای

In the breast which fashions forms out of imagination, you have placed a finger without pen and finger.

10

چندین حجاب لحم و عصب بر فراز دل

دل را نفوذ و سیر عیانی نهاده‌ای

Though so many veils of flesh and sinew lie over the heart, you have given the heart penetration and visible passage.

11

غمزه عجبتر است که چون تیر می‌پرد

یا ابروی که بهر کمانی نهاده‌ای

Which is stranger—the glance that flies like an arrow, or the brow you have set as a bow?

12

اخلاق مختلف چو شرابات تلخ و نوش

در جسم‌های همچو اوانی نهاده‌ای

Or that in vessel-like bodies you implanted various characters like wines bitter and sweet,

13

وین شربت نهان مترشح شد از زبان

سرجوش نطق را به لسانی نهاده‌ای

Or that this secret liquor distilled from the tongue you have placed on the tongue as the cream of speech?

14

هر عین و هر عرض چو دهان بسته غنچه‌ای است

کان را حجاب مهد غوانی نهاده‌ای

Every essence and accident is as a mouth-shut bud which you have set as a veil over the cradle of virgins.

15

روزی که بشکفانی و آن پرده برکشی

ای جان جان جان که تو جانی نهاده‌ای

On the day when you cause them to blossom and remove those veils, O soul of the soul of the soul, what soul you will have implanted!

16

دل‌های بی‌قرار ببیند که در فراق

از بهر چه نیاز و کشانی نهاده‌ای

Restless hearts will see for what reason in separation you have placed entreaty and yearning.

17

خاموش تا بگوید آن جان گفته‌ها

این چه دراز شعبده خوانی نهاده‌ای

Silence, that that soul may speak the spoken things; why have you implanted this long conjury?

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای

وی مطربی که آن غزل تر گرفته‌ای

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2983

اگلی نظم

مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ای

خوبی و آتشی و بلایی بدیده‌ای

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2985

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بر دست و پای بند گرانی نهاده ای

نازم به بندگی که نشانی نهاده ای

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 305

سر داده ای و بند نهانی نهاده ای

دل برده ای و داغ نشانی نهاده ای

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 558

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور