رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 816غزل شمارهٔ 816شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اروزشدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخلق میجنبند مانا روز شدروز را جان بخش جانا روز شد22نقل کریںچند شب گشتیم ما و چند روزدر غم و شادی تو تا روز شد33نقل کریںدر جهان بس شهرها کان جا شبستاندر این ساعت که این جا روز شد44نقل کریںدر شب غفلت جهانی خفتهاندز آفتاب عشق ما را روز شد55نقل کریںهر که عاشق نیست او را روز نیستهر که را عشقست و سودا روز شد66نقل کریںصبح را در کنج این خانه مجویرو به بالا کن به بالا روز شد77نقل کریںبر تو گر خارست بر ما گل شکفتبر تو گر شامست بر ما روز شد88نقل کریںگر تو از طفلی ز روز آگه نهایخیز با ما جان بابا روز شد99نقل کریںروز را منکر مشو لا لا مگوچند لا لا جان لالا روز شد1010نقل کریںآفتاب آمد که انشق القمربشنو این فرمان اعلا روز شد1111نقل کریںپاسبانا بس دگر چوبک مزنپاسبان و حارس ما روز شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشهر پر شد لولیان عقل دزدهم بدزدد هم بخواهد دستمزدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 815اگلی نظمچون مرا جمعی خریدار آمدندکهنه دوزان جمله در کار آمدندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 817◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور