رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 815غزل شمارهٔ 815شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: زدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامبند 1Toggle stanza 11نقل کریںشهر پر شد لولیان عقل دزدهم بدزدد هم بخواهد دستمزدبند 2Toggle stanza 22نقل کریںهر که بتواند نگه دارد خردمن نتانستم مرا باری ببرد3نقل کریںگرد من میگشت یک لولی پریرهمچنینم برد کلی کرد و مرد4نقل کریںکرد لولی دست خود در خون منخون من در دست آن لولی فسرد5نقل کریںتا که میشد خون من انگوروارسالها انگور دل را میفشرد6نقل کریںکرد دیدم کو کند دزدی ولیککرد ما را بین که او دزدید کرد7نقل کریںکی گمان دارد که او دزدی کندخاصه شه صوفی شد آمد مو سترد8نقل کریںدزد خونی بین که هر کس را که کشتخضر و الیاسی شد و هرگز نمرد9نقل کریںرخت برد و بخت داد آنگه چه بختسیم برد و دامن پرزر شمرد10نقل کریںدردها و دردها را صاف کردپیش او آرید هر جا هست درد11نقل کریںاین جهان چشمست و او چون مردمکتنگ میآید جهان زین مرد خرد12نقل کریںباز رشک حق دهانم قفل کردشد کلید و قفل را جایی سپرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبار دیگر یار ما هنباز کرداندک اندک خوی از ما باز کردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 814اگلی نظمخلق میجنبند مانا روز شدروز را جان بخش جانا روز شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 816آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور