رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1840غزل شمارهٔ 1840شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ینہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمطرب خوش نوای من عشق نواز همچنیننغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین2نقل کریںمطرب روح من توی کشتی نوح من تویفتح و فتوح من توی یار قدیم و اولین3نقل کریںای ز تو شاد جان من بیتو مباد جان مندل به تو داد جان من با غم توست همنشین4نقل کریںتلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکراین غم عشق را دگر بیش به چشم غم مبین5نقل کریںچون غم عشق ز اندرون یک نفسی رود برونخانه چو گور می شود خانگیان همه حزین6نقل کریںسرمه ماست گرد تو راحت ماست درد توکیست حریف و مرد تو ای شه مردآفرین7نقل کریںتا که تو را شناختم همچو نمک گداختمشکم و شک فنا شود چون برسد بر یقین8نقل کریںمن شبم از سیه دلی تو مه خوب و مفضلیظلمت شب عدم شود در رخ ماه راه بین9نقل کریںعشق ز توست همچو جان عقل ز توست لوح خوانکان و مکان قراضه جو بحر ز توست دانه چین10نقل کریںمست تو بوالفضول شد وز دو جهان ملول شدعشق تو را رسول شد او است نکال هر زمین11نقل کریںدر تبریز شمس دین دارد مطلعی دگرنیست ز مشرق او مبین نیست به مغرب او دفین◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمواقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1839اگلی نظمتا چه خیال بستهای ای بت بدگمان منتا چو خیال گشتهام ای قمر چو جان منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1841زمینہم وزن و قافیہ نظمیںرازِ تو فاش میکنم صبر نماند بیش از اینبیش فلک نمیکشد دردِ مرا و نی زمینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1831واقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1839آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمواقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1839
اگلی نظمتا چه خیال بستهای ای بت بدگمان منتا چو خیال گشتهام ای قمر چو جان منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1841
رازِ تو فاش میکنم صبر نماند بیش از اینبیش فلک نمیکشد دردِ مرا و نی زمینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1831
واقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1839