زمین
گر چه ز خوی نازکت سوخته گشت جان من
سوی تو می کشد هنوز این دل ناتوان من
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1547
تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من
همچو چراغ می جهد نور دل از دهان من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1830
چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
شور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1842