صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1839

غزل شمارهٔ 1839

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: ین

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
واقعه‌ای بدیده‌ام لایق لطف و آفرین
خیز معبرالزمان صورت خواب من ببین
22
خواب بدیده‌ام قمر چیست قمر به خواب در
زانک به خواب حل شود آخر کار و اولین
33
آن قمری که نور دل زو است گه حضور دل
تا ز فروغ و ذوق دل روشنی است بر جبین
44
یومئذ مسفره ضاحکه بود چنان
ناعمه لسعیها راضیه بود چنین
55
دور کن این وحوش را تا نکشند هوش را
پنبه نهیم گوش را از هذیان آن و این
66
ماند یکی دو سه نفس چند خیال بوالهوس
نیست به خانه هیچ کس خانه مساز بر زمین
77
شب بگذشت و شد سحر خیز مخسب بی‌خبر
بی خبرت کجا هلد شعله آفتاب دین
88
جوق تتار و سویرق حامله شد ز کین افق
گو شکم فلک بدر بوک بزاید این جنین
99
رو به میان روشنی چند تتار و ارمنی
تیغ و کفن بپوش و رو چند ز جیب و آستین
1010
در شب شنبهی که شد پنجم ماه قعده را
ششصد و پنجه‌ست و هم هست چهار از سنین
1111
هست به شهر ولوله این که شده‌ست زلزله
شهر مدینه را کنون نقل کژ است یا یقین
1212
رو ز مدینه درگذر زلزله جهان نگر
جنبش آسمان نگر بر نمطی عجبترین
1313
بحر نگر نهنگ بین بحر کبودرنگ بین
موج نگر که اندر او هست نهنگ آتشین
1414
شکل نهنگ خفته بین یونس جان گرفته بین
یونس جان که پیش از این کان من المسبحین
1515
بحر که می صفت کنم خارج شش جهت کنم
بحر معلق از صور صاف بده‌ست پیش از این
1616
تیره نگشت آن صفا خیره شده‌ست چشم ما
از قطرات آب و گل وز حرکات نقش طین
1717
گردن آنک دست او دست حدث پرست او
تیره کند شراب ما تا بزنیم هین و هین
1818
چون نکنیم یاد او هست سزا و داد او
کینه چو از خبر بود بی‌خبری است دفع کین
1919
خواست یکی نوشته‌ای عاشقی از معزمی
گفت بگیر رقعه را زیر زمین بکن دفین
2020
لیک به وقت دفن این یاد مکن تو بوزنه
زانک ز یاد بوزنه دور بمانی از قرین
2121
هر طرفی که رفت او تا بنهد دفینه را
صورت بوزنه ز دل می بنمود از کمین
2222
گفت که آه اگر تو خود بوزنه را نگفتیی
یاد نبد ز بوزنه در دل هیچ مستعین
2323
گفت بنه تو نیش را تازه مکن تو ریش را
خواب بکن تو خویش را خواب مرو حسام دین
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من

صید توایم و ملک تو گر صنمیم وگر شمن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1838

اگلی نظم

مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین

نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1840

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رازِ تو فاش می‌کنم صبر نماند بیش از این

بیش فلک نمی‌کشد دردِ مرا و نی زمین

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1831

مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین

نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1840

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00