رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1839غزل شمارهٔ 1839شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ینہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںواقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببین2نقل کریںخواب بدیدهام قمر چیست قمر به خواب درزانک به خواب حل شود آخر کار و اولین3نقل کریںآن قمری که نور دل زو است گه حضور دلتا ز فروغ و ذوق دل روشنی است بر جبین4نقل کریںیومئذ مسفره ضاحکه بود چنانناعمه لسعیها راضیه بود چنین5نقل کریںدور کن این وحوش را تا نکشند هوش راپنبه نهیم گوش را از هذیان آن و این6نقل کریںماند یکی دو سه نفس چند خیال بوالهوسنیست به خانه هیچ کس خانه مساز بر زمین7نقل کریںشب بگذشت و شد سحر خیز مخسب بیخبربی خبرت کجا هلد شعله آفتاب دین8نقل کریںجوق تتار و سویرق حامله شد ز کین افقگو شکم فلک بدر بوک بزاید این جنین9نقل کریںرو به میان روشنی چند تتار و ارمنیتیغ و کفن بپوش و رو چند ز جیب و آستین10نقل کریںدر شب شنبهی که شد پنجم ماه قعده راششصد و پنجهست و هم هست چهار از سنین11نقل کریںهست به شهر ولوله این که شدهست زلزلهشهر مدینه را کنون نقل کژ است یا یقین12نقل کریںرو ز مدینه درگذر زلزله جهان نگرجنبش آسمان نگر بر نمطی عجبترین13نقل کریںبحر نگر نهنگ بین بحر کبودرنگ بینموج نگر که اندر او هست نهنگ آتشین14نقل کریںشکل نهنگ خفته بین یونس جان گرفته بینیونس جان که پیش از این کان من المسبحین15نقل کریںبحر که می صفت کنم خارج شش جهت کنمبحر معلق از صور صاف بدهست پیش از این16نقل کریںتیره نگشت آن صفا خیره شدهست چشم مااز قطرات آب و گل وز حرکات نقش طین17نقل کریںگردن آنک دست او دست حدث پرست اوتیره کند شراب ما تا بزنیم هین و هین18نقل کریںچون نکنیم یاد او هست سزا و داد اوکینه چو از خبر بود بیخبری است دفع کین19نقل کریںخواست یکی نوشتهای عاشقی از معزمیگفت بگیر رقعه را زیر زمین بکن دفین20نقل کریںلیک به وقت دفن این یاد مکن تو بوزنهزانک ز یاد بوزنه دور بمانی از قرین21نقل کریںهر طرفی که رفت او تا بنهد دفینه راصورت بوزنه ز دل می بنمود از کمین22نقل کریںگفت که آه اگر تو خود بوزنه را نگفتیییاد نبد ز بوزنه در دل هیچ مستعین23نقل کریںگفت بنه تو نیش را تازه مکن تو ریش راخواب بکن تو خویش را خواب مرو حسام دین◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی منصید توایم و ملک تو گر صنمیم وگر شمنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1838اگلی نظممطرب خوش نوای من عشق نواز همچنیننغنغه دگر بزن پرده تازه برگزینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1840زمینہم وزن و قافیہ نظمیںرازِ تو فاش میکنم صبر نماند بیش از اینبیش فلک نمیکشد دردِ مرا و نی زمینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1831مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنیننغنغه دگر بزن پرده تازه برگزینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1840آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی منصید توایم و ملک تو گر صنمیم وگر شمنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1838
اگلی نظممطرب خوش نوای من عشق نواز همچنیننغنغه دگر بزن پرده تازه برگزینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1840
رازِ تو فاش میکنم صبر نماند بیش از اینبیش فلک نمیکشد دردِ مرا و نی زمینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1831