رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1838غزل شمارهٔ 1838شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: نصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی منصید توایم و ملک تو گر صنمیم وگر شمن2نقل کریںهر نفس از کرانهای ساز کنی بهانهایهر نفسی برون کشی از عدمی هزار فن3نقل کریںگرچه کثیف منزلم شد وطن تو این دلمرحمت مؤمنی بود میل و محبت وطن4نقل کریںدشمن جاه تو نیم گرچه که بس مقصرمهیچ کسی بود شها دشمن جان خویشتن5نقل کریںمطرب جمع عاشقان برجه و کاهلی مکنقصه حسن او بگو پرده عاشقان بزن6نقل کریںهمچو چهی است هجر او چون رسنی است ذکر اودر تک چاه یوسفی دست زنان در آن رسن7نقل کریںذوق ز نیشکر بجو آن نی خشک را مخاچاره ز حسن او طلب چاره مجو ز بوالحسن8نقل کریںگر تو مرید و طالبی هست مراد مطلق اوور تو ادیم طایفی هست سهیل در یمن9نقل کریںآن دم کآفتاب او روزی و نور می دهدذره به ذره را نگر نور گرفته در دهن10نقل کریںگرچه که گل لطیفتر رزق گرفت بیشترلیک رسید اندکی هم به دهان یاسمن11نقل کریںعمر و ذکا و زیرکی داد به هندوان اگرحسن و جمال و دلبری داد به شاهد ختن12نقل کریںملک نصیب مهتران عشق نصیب کهترانقهر نصیب تیغ شد لطف نصیبه مجن13نقل کریںشهد خدای هر شبی هست نصیبه لبیهمچو کسی که باشدش بسته به عقد چار زن14نقل کریںتا که بود حیات من عشق بود نبات منچونک بر آن جهان روم عشق بود مرا کفن15نقل کریںمدمن خمرم و مرا مستی باده کم مکننازک و شیرخوارهام دوره مکن ز من لبن16نقل کریںچونک حزین غم شوم عشق ندیمیم کندعشق زمردی بود باشد اژدها حزن17نقل کریںگفتم من به دل اگر بست رهت خمار غمباده و نقل آرمت شمع و ندیم خوش ذقن18نقل کریںگفت دلم اگر جز او سازی شمع و ساقیمبر سر مام و باب زن جام و کباب بابزن19نقل کریںگفتم ساقی او است و بس لیک به صورت دگرنیک ببین غلط مکن ای دل مست ممتحن20نقل کریںبس کن از این بهانهها وام هوای او بدهتا نبود قماش جان پیش فراق مرتهن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیا رب من بدانمیچیست مراد یار منبسته ره گریز من برده دل و قرار منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1837اگلی نظمواقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1839آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیا رب من بدانمیچیست مراد یار منبسته ره گریز من برده دل و قرار منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1837
اگلی نظمواقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1839