رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2483غزل شمارهٔ 2483شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: اندهیصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتلخ کنی دهان من قند به دیگران دهینم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی22نقل کریںجان منی و یار من دولت پایدار منباغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی33نقل کریںیا جهت ستیز من یا جهت گریز منوقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی44نقل کریںعود که جود میکند بهر تو دود میکندشیر سجود میکند چون به سگ استخوان دهی55نقل کریںبرگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی منپای نهم بر آسمان گر به سرم امان دهی66نقل کریںعقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر توچون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی77نقل کریںدر دو جهان بننگرد آنک بدو تو بنگریخسرو خسروان شود گر به گدا تو نان دهی88نقل کریںجمله تن شکر شود هر که بدو شکر دهیلقمه کند دو کون را آنک تواش دهان دهی99نقل کریںگشتم جمله شهرها نیست شکر مگر تو رابا تو مکیس چون کنم گر تو شکر گران دهی1010نقل کریںگه بکشی گران دهی گه همه رایگان دهییک نفسی چنین دهی یک نفسی چنان دهی1111نقل کریںمفخر مهر و مشتری در تبریز شمس دینزنده شود دل قمر گر به قمر قران دهی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنیوی که دل تو چون حجر هان که قرابه نشکنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2482اگلی نظمخواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستییطوق قمر شکستیی فوق فلک نشستییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2484◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرفرشید ربانیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنیوی که دل تو چون حجر هان که قرابه نشکنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2482
اگلی نظمخواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستییطوق قمر شکستیی فوق فلک نشستییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2484