رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2484غزل شمارهٔ 2484شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ستییصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستییطوق قمر شکستیی فوق فلک نشستیی2نقل کریںکی دم کس شنیدیی یا غم کس کشیدیییا زر و سیم چیدیی گر تو فناپرستیی3نقل کریںبرجهیی به نیم شب با شه غیب خوش لقبساغر باده طرب بر سر غم شکستیی4نقل کریںای تو مدد حیات را از جهت زکات راطره دلربات را بر دل من ببستیی5نقل کریںعاشق مست از کجا شرم و شکست از کجاشنگ و وقیح بودیی گر گرو الستیی6نقل کریںور ز شراب دنگیی کی پی نام و ننگییور تو چو من نهنگیی کی به درون شستیی7نقل کریںبازرسید مست ما داد قدح به دست ماگر دهدی به دست تو شاد و فراخ دستیی8نقل کریںگر قدحش بدیدیی چون قدحش پریدییوز کف جام بخش او از کف خود برستیی9نقل کریںوز رخ یوسفانهاش عقل شدی ز خانهاشبخت شدی مساعدش ساعد خود نخستیی10نقل کریںور تو به گاه خاستی پس تو چه سست پاستیور تو چو تیر راستی از پر کژ بجستیی11نقل کریںخامش کن اگر تو را از خمشان خبر بدیوقت کلام لاییی وقت سکوت هستیی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتلخ کنی دهان من قند به دیگران دهینم ندهی به کشت من آب به این و آن دهیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2483اگلی نظمیاور من توی بکن بهر خدای یاریینیست تو را ضعیفتر از دل من شکارییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2485آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتلخ کنی دهان من قند به دیگران دهینم ندهی به کشت من آب به این و آن دهیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2483
اگلی نظمیاور من توی بکن بهر خدای یاریینیست تو را ضعیفتر از دل من شکارییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2485