زمین
جنون از بس شکست آبله در هر قدم دارد
بنای خانهٔ زنجیر ما چون موج نم دارد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 995
شکوه مفلسی ما را به خاموشی علم دارد
سفالین کوس درویشان ز بس خشک است نم دارد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 996
گرفتار رسوم اندیشهٔ آرام کم دارد
عقاید آنچه دارد خدمت دیر و حرم دارد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 997
مگو این نسخه طور معنیی یک دستکم دارد
تو خارج نغمهای ساز سخن صد زیر و بم دارد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 998
هوسپیمایی جاهت خمارآلود غم دارد
رعونت گر نخواهی نقش پا هم جامجم دارد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 999
مرا خرسندی از سامان دنیا محتشم دارد
دل خرسند هر کس دارد از دنیا چه غم دارد؟
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2920