رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 564غزل شمارهٔ 564شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: اممیگرددہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهمیبینیم ساقی را که گرد جام میگرددز زر پخته بویی بر که سیم اندام میگردد2نقل کریںدگر دل دل نمیباشد دگر جان مینیارامدکه آن ماه دل و جانها به گرد بام میگردد3نقل کریںچو خرمن کرد ماه ما بر آن شد تا بسوزاندچو پخته کرد جانها را به گرد خام میگردد4نقل کریںدل بیچاره مفتون شد خرد افتاد و مجنون شدبه دست اوست آن دانه چه گرد دام میگردد5نقل کریںز گردش فارغ است آن مه چه منزل پیش او چه رهبرای حاجت ما دان که چون ایام میگردد6نقل کریںشهی که کان و دریاها زکات از وی همیخواهندبه گرد کوی هر مفلس برای وام میگردد7نقل کریںاز این جمله گذر کردم بده ساقی یکی جامیز انعامت که این عالم بر آن انعام میگردد8نقل کریںشبی گفتی به دلداری شبت را روز گردانمچو سنگ آسیا جانم بر آن پیغام میگردد9نقل کریںبه لطف خویش مستش کن خوشِ جام الستش کنخراب و می پرستش کن که بیآرام میگردد10نقل کریںگشا خنب حقایق را بده بیصرفه عاشق رامی آشامش کن ایرا دل خیال آشام میگردد11نقل کریںبده زان بادهٔ خوشبو مپرسش مستحقی توازیرا آفتابی که همه بر عام میگردد12نقل کریںنهان ار رهزنی باشد نهان بینا ببر حلقشچه نقصان قهرمانت را که چون صمصام میگردد13نقل کریںاگر گبرم اگر شاکر توی اول توی آخرچو تو پنهان شوی شادی غم و سرسام میگردد14نقل کریںدلم پرست و آن اولی که هم تو گویی ای مولیحدیث خفتهای چه بود که بر احلام میگردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر داردبه زیر آن درختی رو که او گلهای تر داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 563اگلی نظماگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم داردکه نی عاشق نمییابد که نی دلخسته کم داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 565زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل از گفتار ناسنجیده بی آرام می گرددکه شکر خواب، تلخ از مرغ بی هنگام می گرددصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2859دل صد پاره زان گرد می گلفام می گرددکه این اوراق را شیرازه خط جام می گرددصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2860آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر داردبه زیر آن درختی رو که او گلهای تر داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 563
اگلی نظماگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم داردکه نی عاشق نمییابد که نی دلخسته کم داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 565
دل از گفتار ناسنجیده بی آرام می گرددکه شکر خواب، تلخ از مرغ بی هنگام می گرددصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2859
دل صد پاره زان گرد می گلفام می گرددکه این اوراق را شیرازه خط جام می گرددصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2860