صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »ترجیعات
  4. »بیست و نهم

بیست و نهم

شاعر: رومی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

صنف: ترجیع بند

بند 1
Toggle stanza 1
11

با شیر رو به شانگی آوردمان دیوانگی

افزودمان بیگانگی با هر بت یکدانگی

22

از بادهٔ شبهای تو و ز مستی لبهای تو

وز لطف غبغبهای تو آخر کجا فرزانگی؟!

33

ای رستم دستان نر باشی مخنثتر ز غر

با این لب همچون شکر گر ماندت مردانگی

44

آه از نغولیهای تو، آه از ملولیهای تو

آه از فضولیهای تو، یکسان شو از صد شانگی

55

با لعل همچون شکرش، وز تابش سیمین برش

صد سنگ بادا بر سرش گر در کند دو دانگی

66

جان را ز تو بیچارگی، بیچارگی یکبارگی

ویرانی و آوارگی، صد خانه و صد خانگی

77

ای صاف همچون جام جم، پیشت تمامیهاست کم

چون چنگ گشتم من به خم، اندر غم خوش بانگی

88

مخدوم شمس‌الدین شهم، هم آفتاب و هم مهم

بر خاک او سر می‌نهم، هم سر بود زان متهم

بند 2
Toggle stanza 2
99

ای فتنهٔ انگیخته، صد جان به هم آمیخته

ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

1010

در سایهٔ آن لطف تو، آخر گشایم قلف تو

در سر نشسته الف تو، زان طرهٔ آویخته

1111

از چشم بردی خوابها، زین غرقهٔ گردابها

زان طرهٔ پر تابها، مشکی به عنبر بیخته

1212

ای رفته در خون رهی، تورشک خورشید و مهی

با این همه شاهنشهی، با خاکیان آمیخته

1313

از برق آن رخسار تو، وز شعلهٔ انوار تو

وز حلم موسی‌وار تو، از بحر گرد انگیخته

1414

ای شمع افلاک و زمین، ای مفخر روح‌الامین

عشقت نشسته در کمین، خون هزاران ریخته

1515

جان در پی تو می‌دود وندر جهانت می‌جود

صد گنج آخر کی شود؟ در کاغذی درپیخته

1616

مخدوم شمس‌الدین! مرا کشتی درین یک ماجرا

این عفو بسته شد چرا؟ ای خسرو هر دو سرا

بند 3
Toggle stanza 3
1717

ما جمله بیخوابان شده، در خوابگه رقصان شده

ای ماه بی‌نقصان شده و انجم ز مه رقصان شده

1818

صفرام از سودای تو، از جسم جان‌افزای تو

از وعدهٔ جانهای تو، جانها بگه رقصان شده

1919

زان روی همچون ماه تو، شاهان چشم در راه تو

در عین لشکرگاه تو، شاه وسپه رقصان شده

2020

ای مفخر روحانیان، وی دیدهٔ ربانیان

سرها ز تو شادی‌کنان، بر سر کله رقصان شده

2121

قومی شده رقصان دین، با صد هزاران آفرین

قومی دگر منکر چنین اندر سفه رقصان شده

2222

تبریز و باقی جهان با هرک را عقلست و جان

از روی معنی ونهان، در عشق شه رقصان شده

2323

میدان فراخست ای پسر، تو گوشه‌ای ما گوشه‌ای

همچون ملخ در کشت شه، تو خوشه‌ای ما خوشه‌ای

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای آنک ما را از زمین بر چرخِ اَخضر می‌کَشی

زوتر بکش، زوتر بکش، ای جان که خوش برمی‌کشی

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»بیست و هشتم

اگلی نظم

عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی

عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»سی‌ام

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور