زمین
در دیده چه کار آید؟ این اشک چو بارانم
بر دیده اگر، جانا، سروی چو تو بنشانم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1262
آن دوست که من دارم وآن یار که من دانم
شیریندهنی دارد، دور از لب و دندانم
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 412
این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
یک لحظه پری شکلم یک لحظه پری خوانم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1467