رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1687غزل شمارهٔ 1687شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ستمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر جان منکرانت شد خصم جان مستماندر جواب ایشان خوبی تو بسستم22نقل کریںدر دفع آن خیالش وز بهر گوشمالشبنمایمش جمالت از دور من برستم33نقل کریںگوید که نیست جوهر وز منش نیست باورزان نیست ای برادر هستم چنانک هستم44نقل کریںدوش از رخ نگاری دل مست گشت باریتا پیش شهریاری من ساغری شکستم55نقل کریںمن مست روی ماهم من شاد از آن گناهممن جرم دار شاهم نک بشکنید دستم66نقل کریںبس رندم و قلاشم در دین عشق فاشممن ملک را چه باشم تا تحفهای فرستم77نقل کریںدل دزد و دزدزاده بر مخزن ایستادهشه مخزنش گشاده چون دست دزد بستم88نقل کریںای بیخبر ز شاهی گویی که بر چه راهیمن می روم چو ماهی آن سو که برد شستم99نقل کریںشمس الحق است رازم تبریز شد نیازماو قبله نمازم او نور آب دستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم که عهد بستم وز عهد بد برستمگفتا چگونه بندی چیزی که من شکستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1686اگلی نظمرفتم ز دست خود من در بیخودی فتادمدر بیخودی مطلق با خود چه نیک شادمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1688◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز جام بیخودی کرد ساقی خداپرستمبودم ز بت پرستان تا از خودی نرستمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5947گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستمگفتا چگونه بندی چیزی که من شکستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1686◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم که عهد بستم وز عهد بد برستمگفتا چگونه بندی چیزی که من شکستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1686
اگلی نظمرفتم ز دست خود من در بیخودی فتادمدر بیخودی مطلق با خود چه نیک شادمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1688
از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستمبودم ز بت پرستان تا از خودی نرستمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5947
گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستمگفتا چگونه بندی چیزی که من شکستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1686