رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 986غزل شمارهٔ 986شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اربودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق را جان بیقرار بودیاد جان پیش عشق عار بود22نقل کریںسر و جان پیش او حقیر بودهر که را در سر این خمار بود33نقل کریںهمه بر قلب میزند عاشقاندر آن صف که کارزار بود44نقل کریںنکند جانب گریز نظرگرچه شمشیر صد هزار بود55نقل کریںعشق خود مرغزار شیران استکی سگی شیر مرغزار بود؟66نقل کریںعشق جانها در آستین دارددر ره عشق جان نثار بود77نقل کریںنام و ناموس و شرم و اندیشهپیش جاروبشان غبار بود88نقل کریںهمه کس را شکار کرد بلاعاشقان را بلا شکار بود99نقل کریںمر بلا را چنان به جان بخرندکان بلا نیز شرمسار بود1010نقل کریںجان عشق است شه صلاح الدینکاو ز اسرار کردگار بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که بهر تو انتظار کندبخت و اقبال را شکار کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 985اگلی نظمهر که را ذوق دین پدید آیدشهد دنیاش کی لذیذ آیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 987◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا ترا جسم و جان شکار بودهر که را دل بود، فگار بودامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 964هرکه در بند زلف یار بوددر جهانش کجا قرار بود؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 105◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور