رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 987غزل شمارهٔ 987شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: یذایدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که را ذوق دین پدید آیدشهد دنیاش کی لذیذ آید2نقل کریںآن چنان عقل را چه خواهی کردکه نگوسار یک نبیذ آید3نقل کریںعقل بفروش و جمله حیرت خرکه تو را سود از این خرید آید4نقل کریںنه از آن حالتیست ای عاقلکه در او عقل کس بدید آید5نقل کریںنشود باز این چنین قفلیگر همه عقلها کلید آید6نقل کریںگر درآیند ذره ذره به بانگآن همه بانگ ناشنید آید7نقل کریںچه شود بیش و کم از این دریابنده گر پاک وگر پلید آید8نقل کریںهر که رو آورد بدین دریاگر یزیدست بایزید آید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق را جان بیقرار بودیاد جان پیش عشق عار بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 986اگلی نظمبوی دلدار ما نمیآیدطوطی این جا شکر نمیخایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 988زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر که را ذوق دین پدید آیدشهد دنیاش کی لذیذ آیدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 350آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور