رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1691غزل شمارهٔ 1691شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: انبرارمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرمگفتار دو جهان را از یک دهان برآرم2نقل کریںاز خود برآمدم من در عشق عزم کردمتا همچو خود جهان را من از جهان برآرم3نقل کریںزنار نفس بد را من چون گلوش بستماز گفت وارهم من چون یک فغان برآرم4نقل کریںوالله کشانم او را چندان به گرد گردونکز جان دودرنگش آتش عیان برآرم5نقل کریںای بس عروس جان را روبند تن ربایموز عشق سرکشان را از خان و مان برآرم6نقل کریںاین جمله جانها را در عشق چنگ سازموز چنگ بیزبان من سیصد زبان برآرم7نقل کریںپر کرد شمس تبریز در عشق یک کمانیکز عشق زه برآید چون آن کمان برآرم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماندر دو کون جانا بیتو طرب ندیدمدیدم بسی عجایب چون تو عجب ندیدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1690اگلی نظمیا رب چه یار دارم شیرین شکار دارمدر سینه از نی او صد مرغزار دارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1692آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماندر دو کون جانا بیتو طرب ندیدمدیدم بسی عجایب چون تو عجب ندیدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1690
اگلی نظمیا رب چه یار دارم شیرین شکار دارمدر سینه از نی او صد مرغزار دارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1692