رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1284غزل شمارهٔ 1284شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رعیشہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںسری برآر که تا ما رویم بر سر عیشدمی چو جان مجرد رویم در بر عیش22نقل کریںز مرگ خویش شنیدم پیام عیش ابدزهی خدا که کند مرگ را پیمبر عیش33نقل کریںبه نام عیش بریدند ناف هستی مابه روز عید بزادیم ما ز مادر عیش44نقل کریںبپرس عیش چه باشد برون شدن زین عیشکه عیش صورت چون حلقه ایست بر در عیش55نقل کریںدرون پرده ز ارواح عیش صورتهاستز عکس ایشان این پرده شد مصور عیش66نقل کریںوجود چون زر خود را به عیش ده نه به غمکه خاک بر سر آن زر که نیست درخور عیش77نقل کریںبگویمت که چرا چرخ میزند گردونکیش به چرخ درآورد تاب اختر عیش88نقل کریںبگویمت که چرا بحر موج در موجستکیش به رقص درآورد نور گوهر عیش99نقل کریںبگویمت که چرا خاک حور و ولدان زادکه داد بوی بهشتش نسیم عنبر عیش1010نقل کریںبگویمت که چرا باد حرف حرف شدستکه تا ورق ورق آیی سبک ز دفتر عیش1111نقل کریںبگویمت که چرا شب تتق فروآویختکه گرد کست و عروسی بگیرد جا در عیش1212نقل کریںبگفتمی سر پنج و چهار و هفت ولیکبه یک دو لعب فروماندهام به شش در عیش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمندا رسید به عاشق ز عالم رازشکه عشق هست براق خدای میتازشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1283اگلی نظمشکست نرخ شکر را بتم به روی ترشچه بادههاست بتم را در آن کدوی ترشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1285◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیشکه در رکاب نسیم فناست دفتر عیشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5024مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیشکه از شکوفه بود در گذار، اختر عیشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5025◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمندا رسید به عاشق ز عالم رازشکه عشق هست براق خدای میتازشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1283
اگلی نظمشکست نرخ شکر را بتم به روی ترشچه بادههاست بتم را در آن کدوی ترشرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1285
مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیشکه در رکاب نسیم فناست دفتر عیشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5024
مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیشکه از شکوفه بود در گذار، اختر عیشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5025